هنر پیشاتاریخی

فرض بر این است که نخستین آثار نقاشی و طراحی و مجسمه ­سازی بشر هنگامی به وجود می­آیند که کرُمانیون­ها – «انسان اندیشنده» {هُمو ساپِینس}-در اروپا ظاهر می­شوند. کهن ترینِ این آثار به زمانی در فاصله تقریباً سی هزار سال تا ده هزار سال پیش متعلق اند .آثار مزبور عمدتا با فرهنگ پیشرفته شکار و گردآوری خوراک ارتباط دارند،و این فرهنگ مربوط به انسانهایی است که ابزار ها و سلاحهای مورد نیازشان را از سنگ ناصاف یا استخوان می ساختند. فرهنگهای مشابهی با ویژگیهای هنری همانند در زمانهای مختلف درگیر نقاط جهان نیز پدید آمده اند (مثلاً: اسکیمو های آلاسکا، بوشمن های آفریقای جنوبی، و برخی قبایل استرالیایی)عموما روزگار پیشاتاریخی را به دورانهای دیرینه سنگی، میانه سنگی ونوسنگی تقسیم می کنند.

دوران دیرینه سنگی {پالِئولیتیک} این دوران تقریباٌ با آخرین پیشروی و پسروی یخچالهای بزرگ طبیعی مقارن بود، و انسان شکارگر وگردآورنده خوراک در زمانهای تسلط آب و هوای سرد ، ناگریز به غارها پناه برد.در اروپا سه فرهنگ دیرینه سنگی به نامهای اُرینیاکی، سلوتره­یی و ماگدالِنی شناخته شده است، ولی تحول هنری این دوران را عمدتاً در دو مرحله اُرینیاکی{برگرفته از نام کاوشگاه اُرینیاک در فرانسه}و ماگدالِنی {برگرفته از نام کاوشگاه مادلِن در فرانسه} مورد بررسی قرار می دهند،زیرا غارنشینان سلوتره یی آثار با اهمیتی از خود باقی نگذاشته اند.به طور کلی،آثار دیرینه سنگی را می توان به دو گروه«هنر خانگی» و «هنر غاری» تقسیم کرد:گروه اول شامل اشیای زینتی کوچکی است که با ابزارسازی سنگی و استخوانی آن روزگار ارتباط دارد، و گروه دوم کنده کاریها و نقاشیهای دیوار و سقف غار ها را در بر می گیرد.

نمونه های گروه اول در سراسر دوره پارینه سنگی علیا از کاوشگههای نواحی غربی و مرکزی اروپا به دست آمده­ اند ،ولی سبک آنها در دو منطقه مزبور با یکدیگر تفاوت دارد، و آثار مربوط به نواحی مرکزی قواعد و میثاقهای مشخص­تری را نشان می دهند،شاید شاخص­ترین اشیای تراشیده شده در مرحله اُرینیاکی،تندیسکهای سنگی و عاجی موسوم به «ونوس» باشند.در این پیکره های زنانه کوچک هیچ گونه تمایلی به بازنمایی طبیعتگرایانه مشهود نیست(مثلا، تندیسک سنگی «ونوس ویلِندُرف»مکشوف در اتریش از چند حجم کروی ساده به نشانه باروری تشکیل یافته).علاوه بر این ،کنده کاریهای خطی جالبی بر روی قلوه سنگ از مرحله ارینیاکی بر جای مانده اند که در طراحی برخی از آنها کوششی برای کوتاه نمایی دیده می شود.اوج تحول این« هنر خانگی»را در مرحله ماگدالِنی می توان ملاحظه کرد.یک قطعه استخوان که نقش یک گله گوزن شمالی به طرزی سنجیده بر آن حک شده ، ویا یک قطعه کنده کاری روی شاخ گوزن که سرِ بر گشته گاوی وحشی را می­نمایاند،از جمله بهترین آثار مرحله ماگدالِنی به شمار می­آیند.

گویا قدیم ترین نمونه های گروه دوم، نقش سایه وار دستهای انسان برروی دیواره غار بوده است.هنر غاری،عمدتاً،شامل تصاویر محکوک یا نقاشی شده از حیواناتی است که در آن روزگار در اروپای غربی می زیسته اند:گاو کوهاندار،ماموت ،اسب ،گاونر گوزن شمالی و غیره… علاوه بر اینها،برخی علایم رمزی و صور هندسی چون خانه های شطرنجی ،مربع و غیره نیز بر دیوار و سقف غار ها دیده می شوند که معنای آنها  را به درستی نمی دانیم. آثار نقاشی، کنده کاری و نقشبرجسته درون غارها تقریبا به سه منطقه در اسپانیا و فرانسه محدود شده، و به سبب تاثیر مخرب اسید های موجود در خاک ،فقط شمار اندکی نقاشی بر جای مانده است.با توجه به اینکه تصاویر غالباً بر روی هم یا بر روی نقوش دیگر ترسیم شده اند ،می توان نتیجه گرفت که چندین نسل از یک مکان برای کار خود استفاده می کرده اند. محل نقاشیها و کنده کاریها در اعماق غار ها و در جایی دور از نفوذ نور طبیعی است، و محتملاً هنرمند پیشتا تاریخی روشنایی لازم برای اجرای  نقاشی اش را از مشعل یا چراق پیه سوز تامین می کرد.حیوانات با خطوط جاندار و قوی،و رنگهای اُخرای سرخ و زرد و سیاه نقاشی شده اند ،ودر برخی تصاویر جلوه رنگ افشانی مشهود است (محتملا،خاکه رنگ به وسیله نی بر روی سطح دیوار یا سقف پاشیده می شد). می توان حدس زد که هنرمند پیشاتاریخی برای تهیه رنگماده مورد لزوم دوده زغال یا گرد استخوان سوخته ،گل اُخرا و خاک سرخ را با پیه حیوانات مخلوط می کرد، و همچنین از نی و مو های زبر جانوران چیزی شبیه قلم مو می ساخت.

شیوه های مختلفی را در دیوارنگاری غار می توان تشخیص داد، اما، در مرحله  اُرینیاکی طراحی خطی و تکفام ،ودر مرحله ماگدالنی نقاشی چند رنگ عمده است .بهترین نمونه های دیوار نگاری اُرینیاکی در غار لاسکو ، و بهترین آثار نقاشی ماگدالنی در غار آلتامیرا وجود دارند.شیوه غالب در این نقاشیها،بازنمایی طبیعتگرایانه حیوانات است،و این نوع ثبت واقعیت عینی می بایست نتیجه مشاهده دقیق و کنجکاوانه حالات و سکنات جانوران بوده باشد.در برخی تصاویر تیر های پرتاب شده به سوی حیوان  به چشم می خورد ،و گاه جای نیزه بر روی تصویر جانور دیده می شود ،و در بسیاری موارد ،جانوران در وضع بارداری تصویر شده اند.فقط چند نمونه استثنایی از پیکر آدمی در میان انبوه تصاویر حیوانی می توان یافت،که آن هم شیوه ای انتزاعی و نمادین است :مثلا،طرح نمودار گونه مردی لاغر که چهره اش به پرنده شبیه است (در غار لاسکو)،یا موجود انسانگونه عجیبی که سر گوزن دارد ،و محتملاً تجسم یک جادوگر است (در غار سه برادر).عموماً،عقیده بر این است که هنر غاری کارکرد جادویی- مذهبی­داشته است.هنرمند-شکارگر به مدد نوعی توصیف دقیق تصویری می خواسته استموفقیت خویش را در شکار تضمین کند .از سوی دیگر ،شاید او به این امید که نسل حیوانات بارورتر گردد،تصویر آنها را به طور مکّرر می ساخته است.به هر حال ،حتی معتبر ترین تفسیر در این باره چیزی بیش از نظریه پردازی مبتنی بر شواهد مدارک ناکافی نیست {گفتنی است که نقاشی بوشَمن * با نقاشی غار های دیرینه سنگی از لحاظ شیوه کار و موضوع تشابه بارزی دارد}.

دوران میانه سنگی{مِزولیتیک}.با پایان  گرفتن عصر یخ و برون آمدن انسانها از غار،یک مرحله گذار تحت عنوان میانه سنگی آغاز شد ،که از حدود ده هزار سال تا شش هزار سال قبل ادامه داشت . دوران میانه سنگی با بر پایی زیستگاههای دایمی در کنار رود ها و سواحل دریاچه ها ،اهلی کردن سگ ،شکار پرندگان و صید ماهی ،و ساختن ابزار سنگی ظریف تر و کوچکتر مشخص می شود . در فرهنگهایی چون آزیلی (در اروپای باختری)،ماگله مُزی (از دریای شمال تا بالتیک)،کائپسی(در شمال آفریقا )،ناتوفی(در سوریه و فلسطین )مربوط به این دوران هستند.

اشیای هنری بر جای مانده از دوران میانه سنگی ، به خصوص در اروپا ،چندان زیاد نیستند.از جمله می توان به ریگهای منقوش متعلق به فرهنگ آزیلی اشاره کرد ،که در واقع،سنگریزه های بستر رود ها هستند که یک رویشان با نقاط و خطوط ،و گاه شکلهای پیچیده­تر به رنگ قرمز منقوش شده(دلیل ساختن این اشیا کاملًا نامعلوم است).کنده کاریهای روی استخوان مکشوف در دانمکارک و مربوط به فرهنگ ما گله مُزی نیز از آثار دوران میانه سنگی به شمار می آیند.نقاشیهای صخره­یی در کاوشگاههای اسکاندیناوی هم محتملا به این دوران تعلق دارند.در بیشتر این نقاشیها روشی کمابیش طبیعتگرایانه به کار رفته ،ولی در آثار متاخر جنبه هندسی ارجحیت یافته است.علاوه بر اینها ،در غاری واقع در فلسطین دسته یک داس به شکل سر گوزن ،و نقش سر یک آدم در سنگ آهک پیدا شده است.

شاید جالب ترین آثار هنر میانه سنگی در اروپا،نقاشیها-گرچه محتملا کارکرد جادویی- مذهبی داشته اند- نه در اعماق غار ها بلکه در تو رفتگیهای طبیعی و کم عمق و یا در لبه های پیش آمده صخره ها واقع اند.موضوع آنها شامل شکار،جنگ،رقصهای جادویی و غیره است.در تجسم حرکات حیوانات مهارتی نظیر دیوارنگاره های دیرینه سنگی به چشم می خورد ،ولی پیکر های انفرادی و جمعی انسانها نیز به طرزی گویا نمایانده شده اند. ویژگی شاخص این نقاشیها ریتم خط،و تلخیص و تحریف شکلی است .چنین به نظر می رسد که هدف هنرمند دوران میانه سنگی ،بیش از بازنمایی شکل ظاهری ،توصیف حالت و وحدت عمل بوده است{مشابهی میان این نقاشیهای پناهگاهی خاور اسپانیا با هنر صخره یی جنوب آفریقا وجود دارد،ولی راههای پیوند آنها هنوز روشن نیست}.

دوران نوسنگی {نئولیتیک}.در این دوران تحولی اساسی در شیوه زندگانی انسان رخ می نماید ،و او از مرحله اقتصاد شکار و گرد آوری خورراک به مرحله گله داری و کشاورزی گام می نهدو سپس شهر نشینی را آغاز می کند .اهلی­کردن حیوانات (خوک،گوسفند،بز،گاو)،کشت محصولات غذایی،برپایی دهکده ها،تقسیم ابتدایی کار اجتماعی ،پیدایی حرفه های سفالگری،بافندگی،نان پزی،وو ساختن ابزار سنگی صیقلی و ظریف از جمله مشخصات این دوران به شمار می آیند.عصر نوسنگی در اروپا از حدود 3000ق م آغاز می شودو تا 1800ق م ادامه می یابد.ولی آغاز آن را در مدیترانه خاوری در خاورمیانه می توان از حدود5000 ق م تخمین زد .به طورکلی ،هنر نوسنگی از طبیعتگرایی بسیار فاصله می گیرد. و بیشترماهیت انتزاعی و نمادین پیدا می کند خصلت نشانه­یی هنر تصویری این دوران زمینه را برای ابداع خط هموار می سازد.

سفالگری مهم ترین هنر دوران نوسنگی به شمار می آید.سفالگری در آسیا ی غربی خیلی زودتر از اروپا پدید شد،و از لحاظ فنی و شیوه های نقشپردازی رشد بسیار کرد(مثلاً،سفالینه های منقوش سیَلک و شوش در ایران).در زمینه هنر سفالگری اروپای عصر نوسنگی را به سه منطقه شرقی،شمالی و غربی تقسیم میکنند.سفالینه های مربوط به منطقه شرقی(موسوم به سفالینه های دانوبی)،غالباً با نقوش مواج تزیین یافته اند.بعد ها صور تزیینی دیگری نیز در منطقه مزبور پدید آمدند که به اروپای مرکزی راه یافتند.تزیین سفالینه ها در منطقه شمالی بیشتر هندسی و متشکل از خطوط شکسته است ،حال آنکه در منطقه غربی نه شکل سفالینه ها در خور توجه است و نه تزیینات آنها.

از دیگر آثار بر جای مانده از دوران نوسنگی باید به یادمانهای سنگی عظیم پراکنده در ایرلند ،انگلستان و ایالت بُرتانی فرانسه اشاره کرد.برخی از این یادمانها به نام دُلِمن،از چند خرسنگ عمودی و یک تخته سنگ به جای سقف تشکیل یافته اند ، و محتملاً در اصل نوعی گور دالانیِ پوشیده از خاک بوده اند که به مرور ایام باران خاک روی آنها را شسته و برده است.نوع دیگر،به صورت ردیفهای موازی و ممتدی است از خرسنگهای قائم و مرتفع موسوم به مِن هیر. این تخته سنگ ها محتملاً در ارتباط با پرستش مردگان یا خورشید بر پا می شدند .گاه نیز تخته سنگهای  بزرگ در پیرامون یک دایره کار گذاشته می­شد(کرام لِک)

 

منبع: دایرة المعارف هنر، رویین پاکباز

نظر شما چیست؟ :
هشتگ ها :
مشاوره رایگان کنکور هنر